مجموعه آموزشی ملل
شروع تعطیلات نوروز22 بهمنکافه کتابتلگرامنمایشگاه کتابمقام های ورزشی 94

تمایشگاه کتاب - کافه کتاب

اولیای عزیز و گرامی

با سلام و احترام

پیرو اطلاعیه ی قبل مبنی بر برگزاری نمایشگاه کتاب در مجموعه ، به استحضار می رساند با توجه به این که دانش آموزان همراه با معلمان خود از این نمایشگاه بازدید خواهند کرد و با راهنمایی ایشان می توانند کتاب های مناسب و تأیید شده ای راخریداری نمایند ، لذا خواهشمندیم ترتیبی اتخاذ فرمایید که در این بازه ی زمانی با صلاحدید شما ، مقداری وجه نقد جهت خرید همراه دانش آموزان باشد.

لازم به ذکر است هدف مجموعه از حضور دانش آموزان همراه  با معلمان خود در نمایشگاه ، شرکت دادن این عزیزان در فعالیت های اجتماعی و تمرین برای خرید و گفتگو به زبان های مختلف در این عرصه می باشد.

با توجه به این که سطح کتاب های نمایشگاه ، تمامی گروه های سنی را در بر داشته و موضوعات بسیار متنوع ( علمی - آموزشی - ادبی - روانشناسی - زبان های خارجی - ... ) را شامل می گردد ، از شما والدین فرهیخته درخواست می نماییم ، حتماً از این نمایشگاه بازدید نمایید و ما را در جهت ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی همراهی بفرمایید.

یادآور می شویم که عضویت اولیای عزیز در کافه کتاب ملل ، در همین ایام صورت می پذیرد.

منتظر همراهی و حضور گرمتان هستیم

قدردانی دختران و پسران ملل از بخش خدمات

انتخاب مجموعه ی آموزشی ملل به عنوان مدرسه حامی سلامت و ورزش

انتخاب مجموعه ی آموزشی ملل به عنوان مدرسه حامی سلامت و ورزش

توسط شهرداری اصفهان

کتابت را جا بگذار

  جاگذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی، ایده‌ای بود که برای اولین‌بار در اروپا اجرا شده و به شدت رو به افزایش است. در این کار، یک فرد کتابی را در یک مکان عمومی رها می‌کند تا کسی که کتاب را پیدا می‌کند آن را بردارد و بخواند. کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد؛ اما یک درخواست از خواننده و یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: «شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند».

«رول هورنباکر»، نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده‌ی کامپیوتر در ایالت میسوری بود و نام این رفتار را «Book Crossing» گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی «کمپین کتاب‌خوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه‌ی یک پروژه‌ی فرهنگی قابل تأمل باشد.

بعضی وقت‌ها مشاهده شده فردی که کتابش را جا می‌گذارد، در ابتدا یادداشت مورد نظر را می‌نویسد که کتاب بعد از خوانده شدن در جای دیگری رها شود تا افراد دیگری هم، آن را بخوانند. سپس نفرات بعدی نیز یادداشت‌هایی در کتاب می‌گذارند، مثلاً کی و در چه مکانی کتاب را پیدا کرده‌اند و تاریخی که کتاب را در مکان دیگری جا می‌گذارند. با این روش، افراد بعدی که کتاب را پیدا می‌کنند، می‌دانند که کتاب دست چند نفر بوده و چند نفر آن را خوانده‌اند.

نویسنده‌ی یکی از مطالب در سایت اطلاع‌رسانی شهر کتاب، داستان خود را این‌گونه نقل می‌کند: «امروزه رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه نیز سر درآورده است. در «ترک بوکو»، یکی از شهرهای ساحلی ترکیه، کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتماً صاحب کتاب فراموش کرده آن را با خود ببرد. بَرَش داشتم و همین که چشمم به صفحه‌ی اولش افتاد، از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم؛ در صفحه‌ی اول کتاب، یک نفر متن زیر را نوشته بود:

«من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم، رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوش‌تان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد بخوانید؛ وگرنه، در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید، شماره‌ای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید.»

در همان صفحه، دست‌خط سومین خواننده، توجهم را جلب کرد: «خواننده‌ی شماره‌ی سه، در ترک‌ بوکو.» پس تا به حال سه نفر که هم‌دیگر را نمی‌شناسند، این کتاب را خوانده‌اند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده‌ی اول، کتاب را در «استانبول» و خواننده‌ی دوم، در شهر «بُدروم» مطالعه‌ی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.»

از آن‌جا که قرن 21، قرن ارتباطات است، آقای «رول هورنباکر» سایتی را تأسیس کرد که به افراد اجازه می‌داد وقتی کتابی را جا می‌گذارند، آن را ثبت کنند، کدی از سایت بگیرند و آن را روی کتاب قرار دهند. پس از رها کردن کتاب، فردی که کتاب را پیدا می‌کند نیز، می‌بایست وارد سایت شود و با وارد کردن کد کتاب، اطلاع دهد که کتاب در دست اوست و از این طریق فردی که در ابتدا کتاب را رها کرده، می‌تواند بفهمد که کتابش دست چند نفر گردش کرده و حالا کجاست.

در این رابطه، سایت‌های مشابهی نیز راه‌اندازی شده‌اند. برخی از سایت‌ها، جهانی‌اند و بعضی از سایت‌ها، برای یک کشور خاص هستند تا تعداد کتاب‌های درگردش را بشمارند و یا پی‌گیری کنند که هر کتاب دست چه کسی است و گردش آن به چه صورت بوده است.

در کشور ما نیز که از سرانه‌ی مطالعه‌ی مساعدی برخوردار نیست، این حرکت فرهنگی به راه افتاده. البته تعداد کتاب‌های درگردش بسیار کم است، و شاید خیلی کم باشند افرادی که با چنین کتاب‌هایی روبه‌رو شده‌اند. این حرکت در تهران و شاید شهرهای بزرگ به راه افتاده است و با این حال بعضی افراد خوش‌ذوق سایتی را به عنوان: «کتاب مسافر» با آدرس الکترونیکی http://www.ketabemosafer.com برای این کار، راه‌اندازی کرده‌اند. می‌توان کتاب‌های جاگذاشته شده را در این سایت ثبت و کد مورد نظر را دریافت کرد. نمی‌دانم این سایت از چه زمانی راه‌اندازی شده؛ اما طبق آمار سایت از ابتدا تا نیمه‌ی مرداد امسال، بیش از 400 کتاب مسافر داشته‌اند.

از ایده‌های جالب سایت، این است که فایلی به عنوان برچسب در آن قرار داده شده که می‌توان با چاپ کردن و چسباندن آن روی کتاب، با آگاه کردن افراد از چنین حرکتی، کد مورد نظر را جهت ثبت در سایت، در اختیار یابنده‌ی کتاب گذاشت.

مطمئناً، رواج این فرهنگ در جامعه، کمی زمان‌بَر است و با افزایش تعداد کتاب‌های درگردش، سرعت دست به دست شدن آن‌ها، بیش‌تر خواهد شد و افراد، بیش‌تر خود را به حفظ، نگه‌داری و ثبت کتاب‌های پیدا شده، مؤظف می‌دانند. با این حرکت احتمالاً میزان مطالعه در افراد جامعه نیز بیش‌تر خواهد شد. امید است که با انتشار این مطلب، در معرفی این حرکت کمکی کرده باشیم!

برگرفته از نشریه مهیار

ما در ملل چگونه می اندیشیم

 در میانه­ ی دومین دهه از هزاره­ ی سوم میلادی ما در نقطه­ ای ایستاده­ ایم که با پشتوانه­ ی قرن­­ ها تأمل فلاسفه، روانشناسان، جامعه شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت حالا بهتر می­ دانیم که چرا می­ آموزیم؟ چگونه می­ آموزیم؟ و چگونه آموخته­ هایمان را بکار می­ گیریم.
این همه دانسته را ، اما گاهی ما والدین ندانسته نفی می­ کنیم و بر اساس باورهای شخصیمان کودکانمان را به مسیرهای هولناک و غلط یادگیری می­ اندازیم.

  آنچه برای ما در ملل اهمیت دارد این است که فراموش نکنیم: «ما برای درس خواندن بدنیا نمی­ آییم بلکه هدف اصلی زندگی کردن است و برای بهتر کردن این زندگیست که درس می­ خوانیم« و همین طور بکار گیری رشدشناسی کودک در فرآیند یاددهی- یادگیری ما را به آنجا می رساند که از پرورش کودک - دانشمندان بیمار با محفوظاتی در سر و زندگی تهی از شادی ، دور شویم.

 کودکان نیاز دارند که شاد باشند و در عین حال با همین فضای شادی و بازی می­ توانند بیاموزند.
در سال­ های اخیر علیرغم این که سیستم آموزشی کشور در حال حرکت به سمت حذف کنکور و روندهای بیمار گونه­ ی مربوط به آن است، اما متأسفانه این روندها توسط تبلیغات پر طمطراق «دلالان تست» دارد راه خود را به دبستان­ ها و حتی پیش­ دبستانی­ ها باز می­ کند!
این دلالان که گاهی خود هم از جمع آشنایان به مسایل آموزشی هستند سود خود را بر سلامت و زندگی نسلی از جامعه ترجیح می­ دهند و در این راستا دستاویز اصلی ایشان دغدغه­ های ما والدین است که خود قربانی این سیستم غلط بوده­ ایم و هرگز نمی­ توانیم از تأثیرهای ناخودآگاه آن بر ذهنمان بگریزیم.

 ما در ملل آگاهانه روند خلاف این مسیر اندوهگین را برگزیده­ ایم.

 نخستین هدف ما در خروجی این سیستم شهروندانی جهانیست که با حفظ فرهنگ اسلامی ایرانی خود بتوانند در عرصه­ های جهانی سرافراز باشند و این به­ وسیله­ ی فشارهای خرد­کننده کلاس­ های تست­ زنی به­ دست نمی­ آید بلکه در فرآیندی شاد همراه با بازی و سرگرمی و با رهیافت­ های کار گروهی انجام می­ پذیرد.

 تعریف جهانی یادگیری که مورد وثوق همه­ ی کارشناسان تعلیم و تربیت است می­ گوید که : «یادگیری یعنی ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه یادگیرنده، مشروط بر آن که این تغییر بر اثر اخذ تجربه رخ دهد

 بر اساس این تعریف یادگیری با تغییر رفتار همراه است و آنچه صرفاً برای امتحان به خاطر سپرده می­ شود یادگیری به حساب نمی­ آید.

 نکته­ ی دیگر در این تعریف آنست که یادگیری در اثر تجربه و مشاهده انجام می­ گیرد و بر این اساس وظیفه­ ی اصلی سیستم­ های آموزشی فراهم آوردن محیطی مناسب برای مشاهده و تجربه است. بر همین اساس ملل از به ­روزترین امکانات و وسایل بهره می­ برد تا این مشاهده و تجربه را هرچه لذت­ بخش ­تر و هر چه ملموس­ تر سازد. اما باز هم فراموش نکنیم که این امکانات تنها ابزارهایی هستند که در دست یک سیستم آگاه و یادگیرنده کارایی خواهد داشت ولی متأسفانه برای برخی از سودجویان این لوازم هدف غائی آموزش فرض شده ­اند. و باز هم نسل آینده بازیچه­ ی این اسباب بازی­ های مدرن گشته ­اند.

 بر اساس همه­ ی آن­چه گفته شد روش ­های ارزشیابی هم در چنین سیستمی متفاوت خواهد بود. هدف­ های آموزشی از پیش تعریف شده در این سیستم مبنای اصلی ارزشیابی و آزمون است. پیشرفت فراگیران در این روش با هدف­ های آموزشی سنجیده می­ شود نه با مقایسه­ ی آن­ها با یکدیگر. آموزگار در این روش به طور دائم پیشرفت فراگیران را زیر نظر می ­گیرد و ثبت می­ کند.

 سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو(UNESCO سواد را چنین تعریف کرده است : «باسوادی توانایی شناخت٬ درک٬ تفسیر٬ ساخت، برقراری ارتباط و محاسبه در زمینه‌ های گوناگون است. باسوادی زنجیره آموزشی را که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه­ ی دانش و پتانسیل، و شرکت کامل در جامعه‌ ای بزرگتر را برای یک فرد فراهم می‌ کند، دربر دارد.»

 این سازمان ابزار لازم برای رسیدن به چنین سوادی را علاوه بر توانایی خواندن، نوشتن و محاسبه کردن، دانستن دو زبان زنده­ ی دنیا (به غیر از زبان مادری) و توانایی استفاده از رایانه می داند.

 ابزارهای لازم برای باسوادی هزاره­ ی سومی به طور کامل در ملل فراهم آمده است. مدرسین کارا و آموزش دیده در روزآمدترین مراکز علمی دنیا با سرپرستی کارگروه آموزشی شامل متخصصان در امور آموزش، زبان های خارجی، انفورماتیک و متخصص روانشناس تربیتی ، شرایطی بسیار مناسب را برای بهترین نتایج فراهم آورده است.

 نگاه ما در ملل رو به آینده است و در این مسیر با تمام توان مقابل هر آن­چه که بخواهد ما را به آموزش مکتب­ خانه ­ای بازگرداند و یا برای کسب در آمد به ابزار نمایی به جای غایتگرایی بکشاند ، مقاومت می­ کنیم.

 ما به دنبال شهروندانی جهانی هستیم که بتوانند از هرآن­چه که استعداد دارند برای تعامل با جامعه­ ی بزرگ­تر خارج از مدرسه بهره بگیرند. از این روست که با سیستم­ های پوسیده­ ی تیزهوش پروری که مثل خوره روح و جان کودکان معصوم را در رقابت­ های مسموم و غلط می­ خورد و می ­تراشد مخالفیم. و این مهم در ملل در حد شعار نمانده و به جرأت می­ توان گفت که ملل تنها سیستم آموزشی در این حد است که هرگز از هیچ کودکی آزمون ورودی نگرفته است زیرا ما فیلتر ورودی گذاشتن و فقط به سطح معینی از بهره­ ی هوشی ، اجازه­ ی ورود دادن را افتخار نمی­ دانم. ما مفتخریم ، هر کودکی با هر سطح توانایی که به ملل وارد شود با حداکثر شکوفایی و اعتماد به نفس و خلاقیتِ در حد توانش ، از سیستم خارج می­ شود. و برای رسیدن به این هدف ، فقط در هنگام ورود ، مصاحبه ­ای با والدین کودک انجام می­ گیرید زیرا تنها خواسته­ ی ما همراهی والدینی است که با همه­ ی آن­چه که گفته شد هم­فکر باشند.