اصول برقراری ارتباط مؤثر با کودکان

اصول برقراری ارتباط مؤثر با کودکان
اصل اول:
محبت ، بخصوص محبت بدون قید وشرط.  جمله معروفی است که می گوید: ”برای ارتباط بهتر با انسان ها دیوارهای فاصله را با تیشه مهر و محبت خراب کنید‟
کودکن بیشتر از هر کسی به محبت احتیاج دارند و صرف نظر از هر گونه رفتاری سزاوار درک و دریافت محبت می باشند. در نظر کودکان محبت=امنیت. محبت اولین قدم و اساسی ترین اصل در برقراری ارتباط مؤثر می باشد.
اصل دوم:
در برقراری ارتباط توجه و تمرکز باید معطوف به نکات و ویژگی های مثبت باشد. توجه روی نکات مثبت ، مهر و محبت و صمیمیت و نزدیکی ایجاد می کند و ئر تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس کودکان بسیار مؤثر است.
” همانند پروانه باشید از گلی به گل دیگر‟
اصل سوم:
در برقراری ارتباط آرامش و در عین حال تسلط خود را روی امور حفظ کرده و به دیگران القاء کنید. عدم ثبات و نا آرامی مانع ارتباط است. ضمن رعایت این اصل (تسلط) در مورد کودکان باید در عین حال استقلال هم به آن ها داده شود تا از وابسته شدن جلوگیری شود. به قول معروف همانند عقاب باشید (دید کلی همراه با آرامش و تسلط روی امور و در عین حال فرصت طلبی برای استفاده از هر لحظه) و نه مثل اردک  (همیشه غرغر می کند ، بیش از اندازه به اطراف خود توجه دارد و غافل است)
اصل چهارم:
در برقراری ارتباط پیام یک سطحی بدهید نه دو سطحی یا چند سطحی : یعنی کلام شما را باید چهره و رفتار شما تأیید کند نه این که بر زبان چیزی را بگویید که چهره شما موافق آن نیست یا رفتارتان با آن مغایرت دارد. چون کودکان نسبت به حالات چهره و رفتار بیش تر توجه دارند تا کلام.
اصل پنجم:
در برقراری ارتباط هم به پیام های کلامی طرف مقابل (کودکان) گوش دهیم و هم به پیام های غیرکلامی (حالات چهره و حرکات بدن) ، لحن و آهنگ صدا توجه نمایید.
اصل ششم:
در برقراری ارتباط کلامی ، پیام باید واضح – دقیق و کوتاه باشد نه مبهم ، کلی و تکراری.  به قول مولی علی (ع) : ”خَیرَ الکَلام ما قَلَّ وَ ما دَلَّ – بهترین کلام سخن کوتاه و گزیده است.‟
اصل هفتم:
پیام ”من‟ در مقابل ”تو‟ : پیام ”من‟ ویژگی ها ، حالات ، احساسات و ... خود من را بیان می کند و دیگران را زیر سؤال نمی برد در حالیکه پیام ”تو‟ دیگران را خطاب قرار می دهد و در واقع نوک پیکان به طرف دیگران است و طبیعتاً در دیگران واکنش خشم و مقاومت ایجاد می کند و مانع ارتباط مؤثر است. به این جملات توجه کنید :
-    من عصبانیم چون اتاق شلوغ و نامرتب است. (پیام من)
-    از دست ریخ و پاش های تو و شلوغ کاری هایت عصبانیم. (پیام تو)
اصل هشتم:
در برقراری ارتباط با کودکان ارتباط بدنی و لمسی و احساسی برقرار کنید. کودکان ، نوازش ، نگاه های محبت آمیز ، بوسیدن و گرمی دستان شما را دوست دارند و بدان محتاجند.  از قول پیامبر اسلام نقل شده است : ”کودکان خود را ببوسید و با هر بوسه یک قدم به بهشت نزدیک شوید.‟
اصل نهم:
افراد با هم متفاوتند. نظام آفرینش بر اساس اصل تفاوت های فردی و گونه گونی خلقت شکل گرفته است. به همین دلیل باید در هنگام برقراری ارتباط ، مخاطب شناس خوبی باشید و بدانید که افراد از نظر ویژگی های مختلف با هم متفاوتند و با هر کس می بایست متناسب با ویژگی هایش رفتار نمود.
اصل دهم:
اصل موقعیت شناسی : برای برقراری ارتباط مناسب و مؤثر باید موقعیت و شرایط را در نظر گرفت. همچنین وضعیت های مختلف روحی مخاطب در شکل گیری یک ارتباط بسیار مؤثر است.معمولاً در زمان هایی که افراد شاد هستند بیش تر تمایل به برقراری ارتباط و صمیمیت دارند. بهترین موقعیت و نحوه برقراری ارتباط با کودکان از طریق بازی است ، بخصوص بازی های بدون قاعده و محدودیت زمانی. یکی دیگر از بهترین زمان هایی که می توان با کودکان ارتباط برقرار نمود هنگامی است که آن ها با سؤال به سراغ شما می آیند. طبیعی است که در این شرایط ، باید تمام حواس خود را متوجه آن ها سازیم.
اصل یازدهم:
نگرش و دنیای هر فرد با دیگران متفاوت است. عالم کودکی عالم پر احساس و خاصی است. ما در ارتباط با کودکان باید بتوانیم این عالم و نگرش را درک کنیم و ئر آن وارد شویم.  به قول شاعر : ”چون سر و کار تو با کودک فتاد              پس زبان کودکی باید گشاد‟
اصل دوازدهم:
کوشش غیرمستقیم مؤثر است ، گاهی یک پیام که به شکلی غیرمستقیم بیان می شود اثر بهتر و بیش تری روی فرد می گذارد تا ارائه یک رفتار مناسب. بدون این که انتظاری از طرف مقابل داشته باشیم ، می تواند غیر مستقیم الگوی رفتاری شود. در رابطه با کودکان داستان گویی–نقاشی–تمثیل–ارائه شرح حال دیگران–نمایش–کتاب های مصور–لطیفه و ... می توان به عنوان کوشش غیرمستقیم تلقی شود.
اصل سیزدهم:
شخصیت افراد را از رفتارشان جدا کنیم : اگر رفتار کودک برای ما قابل قبول نبود ، بهتر است فقط همان رفتار ناپسند او را زیر سؤال ببریم نه کل وجود او را.  مثلاً اگر به خاطر کوتاهی در انجام تکلیف به او بگوییم تو تنبلی ، کودنی ، بی عرضه ای و ... این عمل ما را از برقراری ارتباط جهت انتقال پیام اصلی باز می دارد.
اصل چهاردهم:
مقاومت دیگران را درک کنیم : گاهی در ارتباط متوجه مقاومت و کناره گیری از دیگران می شویم ، علت این امر اغلب دو چیز می تواند باشد : 1- ترس و ارزیابی منفی از نحوه برخورد طرف مقابل. 2- فرد احساس می کند طرف مقابل او را درک نمی کند و قادر به همدلی با او نیست. در این شرایط بهتر است از کلمات یا حالاتی استفاده کنید که کودک احساس و حالات خود را همچون آیینه ای در وجود شما مشاهده کند و هنگام بیان حالاتش احساس امنیت نموده و از وجود شما در کنار خودش به آرامش برسد. بنابراین از قضاوت ، پیش داوری ، تهدید ، اجبار ، بازجویی ، اخذ تعهد ، نصیحت و ... بپرهیزید.
اصل پانزدهم:
سعی کنید با زبان فکری و فرهنگ لغات و اصطلاحات او آشنا شوید. البته منظور این نیست که با او کودکانه صحبت کنید ، چون فکر می کند قصد تمسخر او را دارید.
اصل شانزدهم:
فضایی را ایجاد کنید که کودک به شما اعتماد کند و آزادانه صحبت کند و بتواند نگرانی ها ، ترس ها ، علاقه ها ، احساسات ، مسائل و مشکلات ، اتفاقات ناگوار و ... را با شما در میان بگذارد. لازم نیست از او آداب و ترتیبی بخواهید تا از هر کجا می خواهد شروع کند.
اصل هفدهم:
قول هایی که ممکن است نتوانید به آن ها عمل کنید ، ندهید. این کار باعث سلب اعتماد و عدم همکاری و مانع ارتباط است و اعتبار شما را نزد کودک کاهش می دهد.
اصل هجدهم:
گله و عیب جویی نکنید. کودک در این موارد مجبور می شود که با تظاهر به کر بودن از خودش دفاع کند و نسبت به شما بی اعتنایی می شود و یا مقابله و لجبازی می کند و این مانع ارتباط است.
اصل نوزدهم:
به کودکان احترام بگذارید و خود صحبت کردن با آن ها را شروع کنید. البته مقدمه چینی نباید زیاد و طولانی باشد. همچنین از حاشیه پردازی بیش از اندازه خودداری کنید ، چون باعث می شود که اصل مطلب فدا گردد.
اصل بیستم:
در ارتباط با کودکان همواره مشوق آن ها باشید و از تقویت کننده ها (پاداش) به شکل مناسب و بجا و مطلوب استفاده نمایید. این کار باعث می شود که کودکان توجه و واکنش شما نسبت به رفتارها و گفتارهای خود را درک کنند و آن ها را به شما نزدیک تر می گرداند. از طرفی باعث تقویت عزت نفس شده و تجربه موفقیت آمیزی در ذهن او بجا می گذارد و روحیه همکاری ، شهامت ، جرأت و فعالیت در او تقویت می شود.